
در حالی دارم این متن رو مینویسم که داره نیمه شب میشه خیلی احساس خوبی دارم پر از خوشبختی و آرامش. همه چی داره خوب پیش میره سال بعد ان شاءالله میام دیدنت عزیز دلم، میام که در کنار هم باشیم و از تنهایی در بیاییم . از عشقت خوابم نمیبره همش توی رویای با تو بودنم تو خونمون و تو اغوش هم زندگی با عشق خیلی لذت بخش هست . دوستت دارم اقایی من بووووووس از لبات عشق من
برچسب:
نویسنده: مهسا کریمیان
دیروز با ناصر بحثم شد، بنظر ناصر محور خیلی ساده و پیش پا افتاده ای بود اما متوجه نبود واسه شخص من سخته و حاضر نیستم باهش کنار بیام اما حاضرم کنارش بذارم و دورشو خط قرمز بکشم. ولی تا بهش فکر میکنم رفتار (که به نطر خودش مفصلا منطقی هست )یادم میاد و نمیتونم جلو خودمو بگیرم یا باید تیکه بندازم یا سکوت مطلق...... من دوست دارم تو جمع کاری ناصر در حد یک هموار باشم کنارش تشویقش کنم بهش روحیه بدم و تعریفشو کنم همون طور که تک تک کلمات و رفتارم روی ناصر و احساساتش
برچسب:
نویسنده: مهسا کریمیان
اول هر جمله امون بنویسیم یادت هستـــــــــــــ
عمرمون داره میگزره کاش خدا عمرمونو از جای حساب کنه که بهم میرسیم
برچسب:
نویسنده: مهسا کریمیان
دلا دیشب چه می کردی تو در کوی حبیب من
الهی خون شوی ای دل توهم گشتی رقیب من؟
خیال خود به شبگردی به زلفت دیدم و گفتم:
رقیب من چه میخواهی تو از جان حبیب من؟
نهیبی میزدم با دل که زلفت را نلرزاند
ندانستم که زلفت هم، بلرزد با نهیب من
خوشم من با غم عشقت , طبیب آمد جوابش کن
حبیبم ! چشم بیمار تو بس باشد طبیب من...
برچسب:
نویسنده: مهسا کریمیان
گاهی هم انچنان احتیاط میکنه که شرایط معاشقه بی نقص باشه اخرش ضمیر ناخداگاه کارشو میکنه و گند میزنه به همه اون شرایط....
گاهی غرق تو رویاها و خاطراتش میشم که با بستن چشام یا اشک میریزم یا لبخند میزنم....
گاهی هم به اون زندگی که قراره اونو توش بیارم غلت میزنم که انگار تو بغلشم و هوارو میبوسم میگم دوسش دارم.....
گاهی هم مثه الان انقد دلتنگ نبودنش میشم که دلم ضعف میره....
گاهی ام دله توقع های بیجا داره...
برچسب:
نویسنده: مهسا کریمیان
برچسب:
نویسنده: مهسا کریمیان
تا بپیوندد به دریا کوه را تنها گذاشت
رود رفت اما مسیر رفتنش را جا گذاشت
هیچ وصلی بی جدایی نیست این را گفت و رود
دیده گلگون کرد و سر بر دامن صحرا گذاشت
هرکه ویران کرد ویران شد در این آتشسرا
هیزم اول پایهی سوزاندن خود را گذاشت
اعتبار سربلندی در فروتن بودن است
چشمه شد فواره وقتی بر سر خود پا گذاشت
موج راز سر به مهری را به دنیا گفت و رفت
با صدفهایی که بین ساحل و دریا گذاشت
فاضل نظری، آنها
برچسب:
نویسنده: مهسا کریمیان
برچسب:
نویسنده: مهسا کریمیان
2_رفتن به بهترین اموزشگاه آلمان
3_گرفتن پاس دائمی
4_ داشتن کاری مستقل برای خودم با درامدی 100000 یورو
5_ازدواج با اقای محترم مورد نظرم
6_داشتن یه خونه زیبا و مجهز
برچسب:
نویسنده: مهسا کریمیان
در حالی دارم این متن رو مینویسم که داره نیمه شب میشه خیلی احساس خوبی دارم پر از خوشبختی و آرامش. همه چی داره خوب پیش میره سال بعد ان شاءالله میام دیدنت عزیز دلم، میام که در کنار هم باشیم و از تنهایی در بیاییم . از عشقت خوابم نمیبره همش توی رویای با تو بودنم تو خونمون و تو اغوش هم زندگی با عشق خیلی لذت بخش هست . دوستت دارم اقایی من بووووووس از لبات عشق من
برچسب:
نویسنده: مهسا کریمیان
برچسب:
نویسنده: مهسا کریمیان
برچسب:
نویسنده: مهسا کریمیان